متین متین، تا این لحظه: 18 سال و 3 ماه و 1 روز سن داره
مهبدمهبد، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 6 روز سن داره

متین و مهبد

بازم روزانه و روزانه

1391/3/31 17:52
نویسنده : مامان مینا
1,734 بازدید
اشتراک گذاری

سلام گل پسر مامان.حالت چطوره خوبی عسلم.ببخشید که چند وقتی نتونستم برات بنویسم .میدونی که نی نی توی راه دارم و حوصله خیلی کم. میام و اتفاقات مهم یا جالب رو برات مینویسم.

دوستای خوبم .شما رو هم فراموش نکردم.میام و بهتون سر میزنم.

جونم واسه پسرم بگه که شما الان 4 سالته و واسه خودت مردی شدی، شخصیتی داری، شیطون بلا، ناقلا، مربون و دوست داشتنی و البته گاهی هم شدیدا غرغرو. این اخریه رو خیلی وقته که جز پروژهام کردم تا از سر شما بندازم. تا اندازه ای هم موفق بودم ولی خوب ، برای رسیدن به نتیجه مطلوب زمان لازم.

توی این مدت شما میری کلاس و چیزهای جدید یاد میگیری.هر روزش یه جوره ولی دیگه رفتارهات رو حفظ شدم و بعد هر موضوع میدونم که میخوای چی کار کنی.

راستی یادم رفت بگم .3 روز گذشته محمدرضا پسر خاله مهمون ما بود .آخه مادربزرگ بابا علی یعنی شوهر خواهر بنده فوت کرده بودند و برای این که محمدرضا اذیت نشه خونه ما مونده بود .شما و محمدرضا تا تونستید اذیت کردید.خونه رو از 1 ساعت یکبار به طور کامل میترکوندید و من هی وسایل رو سر جاش میگذاشتم. چون محمدرضا مهمون بود و میخواستم بهونه مامانش رو نگیره گذاشتم هر کاری دوست دارید انجام بدید و فقط مواقع خطرناک که کم هم نبود مداخله میکردم. شما شیطونا با کوسن های روی مبلا دشمنی داشتید و تا من درستشون میکردم فوری میاومدید و مینداخیدشون پایین .گاهی هم با هم جنگ راه مینداختید.

گذاشتم برید حموم آب بازی و شما هم  در کمال ارامش حوله های حموم و بیرون در حموم جلو راهرو رو کاملا خیس کردید. کلی جیغ زدید، به هم اب پاشیدید، همدیگه رو با رنگ انگشتی رنگی کردید .خلاصه که حسابی خوش گذروندید.

منم این وسط فقط میتونستم مراقبتون باشم یه وقت کار خطرناکی نکنید و نمیتونستم به هیچ کاری برسم.

خواب برام نذاشتید. کلا سردرد داشتم .البته بخاطر شرایطم اینجوری بودم وگرنه که من حوصلم زیاد ......

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (13)

نرگسی
31 خرداد 91 17:57
سلام عزیزم .. دلم براتون تنگ شده بود .. کاش عکس هم ازشون میذاشتی .. چه مامان باحالی .. خوش به حالشون بوده پس .. مراقب خودتو نی نی باش عزیزم ..


مرسی دوست جونی
الهه مامان یسنا
1 تیر 91 1:01
آخ گفتی نمیدونم این بچه ها چه دشمنی با کوسن روی مبل دارن!!!!!!


آره والا
مامانی درسا
1 تیر 91 15:05
سلام خانمی خوبی عزیزم ...... حسابی این متینی اذییتت کرده ..... آخی انشاالله بهتر میشی عزیزدلم ...... متین ببوس و مواظب خودت باش


مرسی که به یادمی
lمامان سانلی
1 تیر 91 15:10
مامانی هدیه
3 تیر 91 12:24
سلام گل پسر
اینقدر این مامانیه مهربونو ذیت نکن گناه داره آخه دست خودش نیست که نی نی هم دلش می خواد مامان بهش برسه دو تا مامان بودن هم سخته هم شجاعت می خواد
پسر خوب مواظب مامان و نی نی باش


چشم خاله جون
مامان سونیا
4 تیر 91 19:07
ای متین شیطون بلا چرا مامانی رو اذیت میکنی گناه دارها
خوب توقعی نمیشه داشت از بچه های این دوره زمونه مینا جون بیش از حد انرژدارند از ماها هم انرژی مضاعف میخواند
مواظب خودت و نی نی کوچولومون هم باش
نت اومدی یک سری هم به ما بزن


مرسی عزیزم .حتما میام.
مامان امیر علی
6 تیر 91 1:36
آخی پس حسابی کلافت کردن این شیطون بلاها.
خودت چطوری خوبی؟


قربونت عزیزم من خوبم.خیلی ماهی که به یادمی
مامان مهراد
10 تیر 91 8:13
وای چه بی خبرم از تو عزیزم خوبی متین خوبه نی نی خوفه


مرسی ما خوبیم .شرمنده گلم خیلی کم میام.
نرگسی
12 تیر 91 1:20
سلااااااام عزیزم .. دشمنت شرمنده باشه .. اینجوری میگی ناراحت میشم .. مگه میشه شمارو از یاد برد .. مرسی عزیزمممممممم ..


مرسی ....
بابای دوقلوها
15 تیر 91 19:37
هی واییی
پس شرایط دوقلوها رو براتون ردیف کرده بودن

بهتون تسلیت میگم
خدا رحمت کنه شوهر خواهرتون رو


بله دیگه .
ممنون .خدا رفتگان شما رو هم بیامرزه


ماماني صبا
16 تیر 91 20:23
سلام عزيزم نميدونستم حامله اي .كلي سورپرايز شدم.چند ماهه اي؟
نرگسی
17 تیر 91 20:34
ممنووووووووووووون عزیزم .. خوبی مامان مینا ؟ مامانی میای و میری آپ کن دیگه .. دلمون برای متین جون تنگ شده خوب ..


مرسی خوبم گلم. چشم حتما.
مامانی درسا
25 تیر 91 2:34
متین گلی تولدت مبارک پسرم انشاالله در پناه حق و زیر سایه بابا و مامان همیشه سالم و شاد شاد شاد باشی عزیزم ..... 120 بشی قند عسل


مرسی خاله جونی