چند روز گذشته
این شنبه که اول بهمن بود ، دوباره یه برف خوب و عالی اومد و ما رو خیلی خوشحال کرد. چون می تونستیم با هم بازی کنیم. تازه بابا جون هم موند خونه جون یه 15 سانتی برف روی زمین نشسته بود که نمی شد واقعا جایی رفت من و شما هم از خدا خواسته با بابای مهربون رفتیم توی کوچه برف بازی. من و بابایی کلی با بیل جلوی پارکینگ رو از برف پاک کردیم و بعد باه گلوله برفی درست کردیم و جنگ گلوله برفی راه انداختیم . کم کم همسایه ها هم به ما ملحق شدن و بازیمون قشنگتر شد .شما حسابی بازی کردی و کلی برف به بقیه پرت کردی البته همش با ملایمت .خلاصه که خیلی خوب بود. بعد که اومدیم خونه بعد عوض کردن لباسای خیس مامان برای شما و بابا یه شیر کاکائوی داغ درس...







